دعای فرج جزیره بیمه
جزیره بیمه
تبریک! شما بهترین جزیره دنیا را برای گردشگری انتخاب کرده اید

بخش های دیگر

فتوبلاگ من
پرسش و پاسخ
یادداشت بازدیدکنندگان
گالری وبلاگ

صفحات وبلاگ

اینستگرام جذاب بیمه ای
.
پیشگوی جزیره بیمه
-
ضربات کابل ناپدری جان «امیرعلی» 5 ساله را گرفت
اطلاعاتی که نمایندگان بیمه هرگز فاش نمی کنند
شاید برای شما هم اتفاق بیفتد
پذیرش نویسنده در جزیره بیمه ( پر بازدیدترین وبلاگ بیمه در ایران)
.
عضویت رایگان در خبرنامه
تعرفه تبلیغات در قسمت برترین تبلیغات
دوپینگ فروش در بیمه
بیمه ی زندگی خوب؟
استخدام در استان قم
درباره ی مهدی شاهرودی

نظرسنجی

شما برای خواندن این مطلب حداکثر چه مقدار تمایل داشتید بپردازید؟
2000 تومان
3000 تومان
4000 تومان
5000 تومان
بیش از 6000 تومان



جستجو

دوستان من

لوگوی ما
محل تبلیغ شما

لــــطفا چشمــــــانتان را روبه همــــــه چیز نبندید

اتفـــــاق ســــهم همــــه ی مــــاست

 

 

داستـــــــــــــــــــــــــــان تــــــــــــــــــــــــــــــــــــرازو

 

مثل امروز که از سرما مداد تو دستام می لرزه و مثل همین ترازو که سنگینی و نشون می ده ، حالا من خوب می دونم لرزیدن چه حسیه ، می دونم سنگینی بار زندگی رو دوشم حس کنم.

آخر یکی از آخرین روزهای گرم زندگی واسه من و از فردا آغاز یه اتفاق افتاد که آخر روزهای خوب من بود.

مثل هر روز با شوق و اشتیاق می رفتم مدرسه ، آخه من درسم خیلی خوب بود و پدرم همیشه به من می گفت : دوست دارم دکتر بشی ، خوب درس بخون ، صبح همون روز که می خواستم برم مدرسه زودتر از همیشه بیدار شدم چون پدرم به همراه مادرم باید می رفتن یه مسافرت اجباری ، حال پدر بزرگم مناسب نبود و اونا شهرستان زندگی می کردن و کسی جز پدرم نداشتن ، پدرم یه جورایی به پدر بزرگم کمک می کرد تو هزینه های درمانش اما بیشتر وقتام نمی تونست نه اینکه نخواد آخه پدرم یک کارگر ساده بود ، صبح اون روزهیچ وقت یادم نمی ره نگاه های مهربون مادرمو ، هنوز مزه ی لقمه ی نون و پنیری که برام می ذاشت تو کیفم تا زنگ تفریح بخورم یادمه و پدرم که پول توجیبی بهم داد گفت: هرچی دوست داری واسه خودت بگیر ، اما نه من و نه اونا هیچ کدوم نمی دونستیم که این لحظه ها دیگه تکرار نمی شه نه برای من ، نه برای اونا .

ظهر مثل همیشه زنگ خورد ، منتظر بودم که مادرم بیاد دنبالم هرچی گذشت نیومد ، آخر دیدم یکی از همسایه هامون اومد ، اما نه مثل همیشه که خندان بود ، این بار یه بغضی توی گلوش بود و صداش لرزید و گفت : بیا بریم خونه ، پرسیدم مامانم پس کجاس؟

گفت: یه کاری پیش اومده واسش گفته من بیام ،رفتیم به سمت خونه ، هر چی به خونه نزدیک می شدم دلشوره هام بیشتر و بیشتر می شد ، همون خونه ای که تازه اجاره کرده بودیم.

بالاخره رسیدیم به خونه ، کاش نمی رسیدیم ، اتوبوسی که پدر و مادرم باهاش رفته بودن چپ کرده بود و ...

پارچه سیاه در خونه به من می گفت که رنگ روزای من قرار چه رنگی بشه ، حالا من نه کسی و دارم ، نه مدرسه می رم

 

برای زنده بودن این ترازو مونده که به این امید باشم یکی بیاد خودشو وزن کنه و یه پولی بده که از گرسنگی نمیرم ، اگر پدر بزرگم بیمه بود پدرم لازم نبود بره اونجا که ، اگر پدرم بیمه بود اگر اتفاقم می افتاد من درسمو می خوندم به آرزوش می رسیدم ، به جای این ترازو یه ترازو تو مطبم می ذاشتمو به سلامتی مردم کمک می کردم باهاش ، چه اگه هایی که کاش زودتر پدرم به فکر می افتاد و با خودش می گفت !

اگه می خوام پسرم دکتر بشه ،

اگه می خوام آینده خوبی داشته باشه و اگه ...

ببخشید هوا سرده و دیگه نوک مدادم داره تموم می شه واسه این که نلرزی واسه اینکه ... ،

بیمه باش فقط همین ، یه لحظه رم از دست نده ، فقط همین ، همین امروز ...

 

هدیه ویژه: برای شما

دوستانی که در خبرنامه سفر به جزیره بیمه عضو شوند

سامانه پیامک رایگان و شماره 10 رقمی رایگان

در یافت خواهند کرد.

این یک فرصت رایگان ویژه می باشد

لینک هدیه شما بعد از ثبت نام به صورت اتوماتیک به ایمیل شما ارسال خواهد شد

 

 

*** جهت ثبت نام در خبرنامه سفر به جزیره بیمه

در سمت چپ وبلاگ در  قسمت برترین تبلیغات بیمه قسمتی را برای ثبت نام در خبرنامه قرار داده ایم

مانند تصویر زیر

در مستطیل اول نام و نام خانوادگی خود و در مستطیل دوم آدرس ایمیل خود را قرار دهید

و سپس بر روی گزینه ارسال به خبرنامه کلیک نمایید تا با اشتراک در خبرنامه ایمیلی ما اولین نفری باشید که مطلب بعدی را می خوانید

و از پنل رایگان پیامک ما استفاده می کنید

 

 

راستی داشت یادم می رفت ، اگه شما هم وبلاگ یا سایت دارید الان فرصت خوبیه تا با هم تبادل لینک هم داشته باشیم

دوستان عزیزی که تمایل به تبادل لینک رایگان با این وبلاگ را دارند می توانند:

ابتدا آدرس www.shahroudi.mahdiblog.com

را با نام جزیره بیمه در وبلاگ یا سایت خود قرار دهند و سپس در قسمت نظرات

در خواست لینک خود را اعلام نمایند.

بسیار سپاس گزارم


نوشته شده در تاريخ دوشنبه چهاردهم بهمن 1392 توسط مهدی شاهرودی
ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ